وجدان کاری عبارت است از احساس تعهد درونی به منظور رعایت الزاماتی که در ارتباط با کار مورد توافق قرار گرفته است.

منظور از وجدان کاری، رضایت قلبی، تعهد و التزام عملی نسبت به وظیفه هایی
است که قرار است انسان آنها را انجام دهد، به گونه ای که اگر بازرس و ناظری
نیز بر فعالیت او نظاره گر نباشد، باز هم در انجام وظیفه قصوری روا نخواهد
داشت.
ریشه و منشاء وجدان چیست؟
در این مورد دو عقیده وجود دارد. یکی از نظر مذهب و دیگری از نظر علمای روان .
1- اکتساب و یادگیری : طرفداران این طرز فکر که اغلب روان شناسان با
اندیشه مادی هستند می گویند کودک در حین تولد وجدان ندارد و برای او معیار
و مقیاسی جهت درک ارزشها نیست. او در برابر امانت و خیانت ، راست و دروغ ،
بی تفاوت است. بعدها در اثر یادگیری و آموزش و اکتساب درمی یابد که فلان
امر خوب است و آن دیگری بد و ناپسند. تبلیغات و آموزش هاست که این زمینه را
در افراد ، به وجود آورده و یا این آگاهی را به آنها می دهد.
2- فطرت و ذات : گروهی دیگر که در رأس آنها الهیون هستند وجدان را
امری فطری دانسته اند و می گویند وجدان فطرتی و یا غریزه ای فنا ناپذیر
است و راهنمایی قابل اعتمادی به انسان می دهد. حتی انسان را به صورتی
ناخودآگاه به طرف خیر و سعادت جلب کرده و از لغزش ها دور می دارد.
اصل در آفرینش بر صداقت است و اطفال در اثر بدآموزی یاد می گیرند چگونه
فریبکاری کنند و چگونه از طریق دروغ خود را از دامی نجات بخشند .
عوامل موثر بر وجدان کاری:
- به کارگیری کارکنان بر اساس علاقه و توانایی و تلاش برای ارضا نیازهای آنان.
- تقسیم کار مطلوب کارکنان واحتساب سختی
، حساسیت و پیچیدگی کار در تنظیم حقوق و مزایا و ارزیابی عملکرد کارکنان
برای ایجاد امکان پیشرفت.
- تشویق و تنبیه کارکنان و ارائه فرصت و امکان لازم برای ترفیع بر اساس معیارهای قبل از اندازهگیری.
- شرکت دادن کارکنان در تصمیم گیریهای سازمانی و تفویض اختیار و عدم تمرکز تا حد امکان.
- انتساب مدیران شایسته بر اساس تخصص ، تجربه و وجدان کاری .
- اجرای برنامههای آموزشی بر اساس نیازهای شغلی به منظور تعالی کارکنان برای ایجاد خرسندی از شغل.
نکته: تقویت وجدان کاری با تأکید بر
اهداف معنوی و با استفاده از انگیزههای مادی ضمن تقویت و توجه به عوامل
فوق الذکر سبب بهبود شرایط کاری ، رضایت مندی، خودکنترلی ودر نهایت ایجاد
نظم اجتماعی می گردد .